مدتی بود که اخبار شیوع کرونا در چین، نقل محافل شده بود تا اینکه با تشریففرمایی این میمان ناخوانده به کشورمان، جامعه رنگ و بویی جدید به خود گرفت و فرهنگی هر چند سطحی در سراسر کشور به وجودآمد.
از همان روزهای اول رسانهها شروع به پوشش گسترده اخبار این ویروس و در تعریف کلیتر هرآنچه با ویروس مرتبط میشد کردند. شبکههای مجازی هم پر شد از این که وضعمان چیست و باید چه کار کنیم. برای حل مشکلات اجتماعی در هر سطحی باید چهار مرحله را پشت سر گذاشت. اولین مرحله وضعیتشناسی است. ما باید بدانیم در کدام موقعیت قرار داریم و چه عواملی سبب شدهاند ما در این موقعیت قرار بگیریم. به نظر من توجه بسیار به جنبههای زیستی و فیزیکی این مشکل ما را از توجه به جنبههای جامعهشناختی بازداشت. مسائل اجتماعی بسیاری در مواجهه با این شرایط برای ما مطرح میشود که پاسخهای متفاوتی میتوان به آن داد. ما ویروس را خوب شناختیم، ولی این که وجود این ویروس چه پیامدهای اجتماعیای را به وجود میآورد تا حال برای ما گنگ بوده است.
ما میدانیم که چند نفر مبتلا به ویروس شدهاند یا چند نفر در اثر ابتلا جان خود را از دست دادهاند، ولی نمیدانیم که واقعیت اجتماعی ما چه تغییراتی داشته است و همین عدم آگاهی سبب بروز و ظهور مشکلاتی در آینده خواهد شد. عناصر فرهنگی مختلفی با ورود این ویروس به کشورمان رواج یافت و به تبع آن معانی مختلفی از زندگی و کنشهای ما ساخته شد. اگر فکر میکنیم که زدن مشتها به هم به جای دست دادن کنشی ساده است باید بگویم اصلا این طور نیست. وجود یک بیماری سبب شد مردم وجود این عنصر را بپذیرند و فرهنگ در قبال این عنصر جدید مقاومتی از خود نشان ندهد. با پیدا شدن این ویروس در کشورمان آنچه مطرح شد این بود که چگونه باید خود را از ویروس مصون داریم. اولین نکته این بود که نگاه مردم نسبت به زندگی مثبت بود و از همان اول به ویروس به عنوان یک تهدید نگاه شد.
دومین قدم برای حل مشکلات اجتماعی و آسیبها علت شناسی است. علت این که این ویروس به ایران وارد شد چه بود؟ علت به وجود آمدن خود ویروس چیست؟ علل گسترش ویروس در کشورمان چه چیزهایی هستند؟ این سوالات و سوالات مشابه ما را در یافتن این که چه باید بکنیم و چه خواهد شد کمک میکند. بیگمان علت شناخته نمیشود مگر اینکه ما بدانیم در کدام جایگاه و سطح قرار داریم. نکته دیگری که باید در علت شناسی مورد توجه قرار داد این است که بررسیها باید به صورت علمی انجام پذیرد. بدین معنا که، چون عامه مردم جامعه به نوعی با فرهنگ مرتبط با این ویروس به بحث، مکالمه و تبادل نظر میپردازند و حتی نظرات خود را انتشار میدهند احتمال ورود خطا به مسئله علت شناسی وجود دارد. گام بعدی برای حل مشکلات پیامد شناسی است. ما باید از خود سوال کنیم که پیامد وجود این ویروس در آینده در جامعه ما چه خواهد بود. آنچه از پیامد شناسی درباره این ویروس مغفول مانده پیامد شناسی جامعهشناختی است. شاید پیامد ظاهری و فیزیکی این ویروس فوت هموطنانمان باشد، ولی تاثیری که این واقعه در جامعه دارد بسیار بسیار بیشتر از تاثیر تعداد افرادی است که جانشان را از دست دادهاند.
ما باید توجه کنیم که بسته شدن مراکز فرهنگی، اقتصادی و بنگاههای خرد و کلان چه تاثیری بر جامعه ما خواهد گذاشت. تاثیرات روانشناختی و جامعه شناختی این ویروس اگر مهار نشود غیرقابل جبران خواهد بود. خانواده افرادی که نمیتوانند برای عزیزشان مجلس ترحیم بگیرند و یا مراسمات معمول و مهم گذشته را که ریشه در فرهنگشان دارد و ارزش برایشان محسوب میشود به جای نیاورند به طور حتم تاثیرات مخربی را بر جامعه خواهد گذاشت. این نوع مراسمات که در مردمشناسی به مراسمات و مناسک تقویت و تشدید شهرت دارند، سبب تلطیف روحی اطرافیان شده و بار سنگین فشارهای روانی را بر اطرافیان قابل تحملتر میکنند.
ما باید بدانیم که واقعه شیوع ویروس کوید ۱۹ یک آسیب اجتماعی بود. ما وقتی از آسیب اجتماعی حرف میزنیم بیشتر منظورمان تهدیدها و موانعی است که نظام اجتمایع را تهدید میکند و از سوی افراد انجام میگیرد. این ویروس با این که انحراف فرد یا افرادی در جامعه محسوب نمیشود، ولی به صورت غیرمستقیم و باورنکردی در مدت کوتاهی سبب شد که افراد شاخص دولتی پیرامون آن حرف بزنند، همه جامعه ما و بلکه جامعه جهانی را تحت تاثیر قرار داد و در نهایت از سوی مردم نیز فراخوان و پویشی جهت مقابله با این ویروس آغاز شد.
اهمیت پیامدهای فرهنگی انتشار این ویروس برای جامعه شناسان فرهنگی و انسان شناسان بسیار مهمتر از پیامدهای دیگر است. برای مثال عید نوروز که به نوعی مهمترین عید فرهنگی ایرانیان محسوب میشود به دلیل وجود این ویروس تغییراتی داشت.
هیچ حادثه یا واقعه طبیعی دیگری نمیتوانست تا این حد عید نوروز را تغییر دهد. این نکته بسیار مهمی است. اگر به درستی نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که دهها عنصر فرهنگی سخت و نرم به دلیل وجود این ویروس موقتا حذف شدند و واکنش مردم نسبت به این موضوع میتواند برای یک مردم شناس جالب و مهم باشد. آخرین مرحله و مقطع حل مشکلات اجتماعی راهکار شناسی است. ما اگر سه مرحله قبل را به درستی پشت سر گذاشته باشیم میتوانیم راهکارهای درست و قابل اطمینانی را برای مقابله با هر مشکلی اتخاذ کنیم. راهکار ما برای بازگشت جامعه به وضعیت قبلی چیست؟ آیا جنبشی ارتجاعی لازم است؟
راهکارهای بسیاری برای از بین بردن ویروس تا حال پیشنهاد شده است که عمدتا در زمره راهکارهای زیستی هستند. باید دانست که این تنها کافی نیست. بیایید یک مثال بزنیم. وقتی به خانه بیاییم و ببینیم همه جای خانه به هم ریخته و در همان لحظه دزد را مشاهده کنیم، آیا دستگیر کردن دزد میتواند همه مشکلات ما را حل کند؟
نخیر این چنین نیست. جدا از این که خانه به هم ریخته و به اصطلاح پیامد کار دزد هنوز گریبانگیر ماست مسائل دیگری نیز برای ما به وجود میآید. برای مثال چرا دزد توانسته وارد خانه ما شود و یا اصلا چه چیزهایی میخواسته ببرد؟ پاسخ به این سوالات ما را از وقوع دوباره چنین حادثهای مصون نگه میدارد.
حال این مثال را به جریان ویروس کرونا تعمیم میدهیم. ما باید بدانیم که تنها از بین بردن ویروس مشکل ما را حل نمیکند. ما علاوه بر تدبیر و اتخاذ راهکارهای فیزیکی و زیستی برای از بین بردن ویروس باید راهکارهای اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی را برای کاهش پیامدهای منفی این ویروس ارائه دهیم.
یکی از موضوعات و دغدغههایی که استاد عزیز دکتر اصغر ایزدی جیران به آن اشاره داشتند پیرامون شعار معروف این روزها یعنی "درخانه بمانیم" بود. در خانه ماندن به نظر بهترین کنش در برابر این ویروس است، اما برای چه کسانی؟ گستره این ویروس همه افراد جامعه است پس راه حلی هم که از سوی مقامات سیاسی برای حل این مشکل اتخاذ میشود باید برای همه مردم مناسب باشد در حالی که این چنین نیست. در خانه ماندن برای همه اقشار و ردهها در جامعه امکان پذیر نیست. زیرا که برخی اصلا خانه ندارند که در آن بمانند و برخی با وجود داشتن خانه برای تامین ما یحتاج زندگی باید کار کنند و نمیتوانند در خانه بمانند. تکلیف این قشر از مردم جامعه چیست؟
خانه محلی امن برای در امان ماندن از بیماری است، ولی این برای اقشار ضعیف جامعه صدق نمیکند بلکه در خانه ماندن و کاری نکردن امنیت اقتصادی این اقشار را به خطر میاندازد. اگر درست به مسئله نگاه کنیم میبینیم که اینجا راهکاری برای دیگر اقشار جامعه نیز ارائه نشده است. یا در بهترین حالت راهکاری که ارائه شده است تنها برای حفاظت از جان افراد جامعه و آن هم نه همه افراد مناسب میباشد. در خانه ماندن هر چه قدر هم که فرصتهای خوبی داشته باشد تهدیدها و موانع بسیاری نیز برای افراد جامعه ایجاد میکند که یکی از این موانع میتواند مشکلات خفیف یا بزرگ روانی باشد. بهتر است در هنگام دادن نسخههایی از قبیل این شعارها پایههای دیگری نیز طرح شوند. پایههایی که ادامه یک شعار باشند. برای مثال ما این سوال را باید بکنیم که در خانه بمانیم و چه کنیم. خوشبختانه بر خلاف روزهای اول، این پایهها از سوی رسانهها تقویت شد. یکی از این پایهها کتابخوانی بود که در خانه ماندن را به یک فرصت تبدیل کرد.
چه چیزهایی باید پیرامون ویروس مورد توجه باشد؟
مسئله بهداشت و آموزش. این دو مسئله راههای پیشگیری و درمان مبتلایان به این ویروس است. هر چه قدر در بحث آموزش ما تلاش بیشتری کنیم در مسئله درمان با مشکل کمتری مواجه خواهیم بود. دولتها و حکومتها برای دعوت مردم به کاری ابتدا از راه قانع کردن افراد استفاده میکنند. زیرا این کار بسیار کم هزینه بوده و عقلانیتر به نظر میرسد. در صورت شکست این راه حکومتها از تشویق و تنبیه نیز استفاده میکنند. همان عملی که در همه کشورهای جهان نیز در برابر ویروس کرونا انجام گرفت.
اقناع اگرچه روش خوبی است، اما همیشه جواب نمیدهد. به خصوص در مورد این مسئله که سرعت وقوع مسئله زیاد بود و گسترهای همگانی داشت. الگویی که در این مورد ستاد ملی مبارزه با کرونا پی گرفت الگوی نسبتا کاملی بود که بهتر بود در زمان کوتاه تری قابلیت تغییر میداشت. در روزهای اول ِحرف و بحث از انتشار این ویروس، ستاد از مردم میخواست که روبوسی نکنند، از نزدیک شدن به هم بپرهیزند و تا حد امکان از خانه هایشان بیرون نیایند. این نوع قانع کردن مردم و اطلاع دادن مضرات و اثرات منفی بیرون آمدن از خانه به خوبی در رسانهها مورد تاکید و بررسی قرار گرفت. اما اقناع کافی نبود. پس از مدت کوتاهی مکانیسمهای تشویقی جهت مبارزه با این میهمان ناخوانده فعال شد. این مکانیسمها میتوانند رسمی یا غیر رسمی باشند. تشویق یا تنبیه میتواند از سوی دوستان، آشنایان و خانواده باشد که در این صورت آن را غیر رسمی میگوییم و اگر از سوی سازمان ها، ارگانها و نهاد هایی، چون نهاد حکومت باشد آن را رسمی میدانیم. در مورد تشویق، افرادی که در خانه ماندند افرادی معقول نشان داده شدند و از سوی خانواده مورد تشویق قرار گرفتند. همچنین مسابقات کتابخوانی و اهداء جوایز نیز تشویقی برای ماندن در خانه بود.
پس از مکانیسمهای تشویقی، مکانیسمهای قهریه و تنبیهها فعال شدند. صورت رسمی این تنبیهها بسته شدن بزرگراه ها، قرنطینه شهرها و ایجاد نگاهی منفی توسط رسانهها به افرادی بود که از خانه بیرون میآمدند و صورت غیر رسمی آن طرد نسبی یا مسخره شدن افراد بی توجه به مسائل بهداشتی توسط دوستان و آشنایان بود.
مسئله آموزش مسئلهای گستردهتر از درمان است. بدین معنی که آموزش پیش از وقوع با آموزش در حین وقوع تفاوت دارد.
کرونا چه چیزهایی به ما نشان داد؟
کرونا چیزهایی از ما گرفت و به خوبی نشانمان داد چه چیز هستیم. یکی از دوستان در فضای مجازی نوشته بود که به کادر پزشکی و پرستاران استراحت داده و کار را به دامپزشکان بسپاریم! واقعیتش این است که جامعه ماهمچون ارگانیسم موجود زنده است که وجود مشکل در هر یک از نهادها یا ساختارهای آن سبب بروز مشکل در بخشهای دیگر میشود. بدن ما ویروس بسیار مخرب دیگری نیز دارد که متواتر القا میکند " نمیخواهم بدانم، بفهمم و بفهمانم". این خیلی خطرناکتر از ویروس کروناست. ما به تضاد ارزش دچار شده ایم. نقشهایی که مردم دارند ارزشهایی در تناقض با نقشهای دیگرشان دارد. برای مثال بنده سعید مبیّن شهیر یا هر شخص دیگری کنشهایی دارد که ممکن است گاه در تعارض با هم باشند. این تعارض اغلب اوقات به علت عدم اولویت بندی نقش هاست. در این شرایط نقش مادری برای یک زن مهمتر از نقش آموزگاری او تعریف میشود. با بسته شدن مراکز آموزشی بخشی از اولویتها را جامعه برای ما مشخص میکند، ولی اگر جامعه این کار را نمیکرد ما میتوانستیم چنین اولویت بندیهایی داشته باشیم؟
در بسیاری از مصداقها و کنشهای روزمره میبینیم که این اولویتها رعایت نمیشوند. برای پرستاران نقش پرستاری امروز بیشتر از نقش مادری در اولویت است و انتظاراتی که جامعه از این قشر دارد متفاوت از انتظارات دیروز است.
سرمایه اجتماعی جامعه ما تعریف خیلی پیچیده تری از تعاریف این واژه در جوامع دیگر دارد. عنصر اعتماد در سرمایه اجتماعی جامعه ما بسیار ضعیف و آسیب پذیر است. همین عنصر ضعیف سبب کاهش سرمایه اجتماعی میشود. کرونا تلنگری بود که مارا به خود نشان داد و میدهد.
نقش گروههای مرجع و الگوهای نقش در جامعه کرونایی چیست؟
گروههای مرجع گروههایی هستند که مردم یک جامعه برای چگونگی انجام کنش هایشان به آنها مراجعه میکنند.
در واقع این گروهها و افراد الگو و نقشه راه انجام نقشها در جامعه هستند. به عبارت دیگر حرف شنوی مردم از این الگوها بسیار بیشتر از گروههای دیگر است. به طوری که افراد جامعه کنشهای خود را با آنچه این الگوها انجام میدهند تطبیق میدهند و سعی در نزدیک کردن اعمال خود به اعمال این الگوها دارند. لزوما الگوهای نقش در جامعه در همه امور تخصص ندارند. کار درست آن است که این الگوها آنچه را که باید انجام پذیرد از متخصصین امر دریافت کنند و در انتشار آن بکوشند.
با اینکه یک بازیگر تخصصی در علوم اجتماعی ندارد، ولی برای مثال میتواند با کمک گرفتن از یک جامعهشناس الگوهای مناسب مواجهه با زمینههای جامعه شناختی ویروس کرونا را برای افراد و دنبال کنندگانش ارائه دهد. مشکل اساسی ما همین نکته است. جامعه برای پیشرفت و همچنین رفع مشکلات خود نیاز به متخصصان امر به خصوص در حوزه علوم انسانی دارد. هنگامی که گروههای مرجع مطابق با روشها و الگوهای علمی پیش نمیروند مشکلات عدیدهای برای ما به وجود میآید. در مسئله ویروس کرونا گروههای مرجع منفعلانه عمل کردند. منظورمان از گروههای مرجع بیشتر گروههای غیررسمی و اشخاص حقیقیای بودند که میتوانستند با آموزشهای درست و همه جانبه در همه ابعاد باعث کنترل و مدیریت بهتر این ویروس شوند.
منبع:آفتاب نیوز
https://aftabnews.ir/fa/news/6492
دبیر کمیته آموزش شهروندی و ترویج کتاب و کتابخوانی شورای اسلامی شهر تبریز طرح شهرداران مدارس را طرح خوبی برای استفاده از نیروی جوان و فعال در شهر تبریز دانست و افزود: تبریز، جوانان فعال بسیاری دارد و این طرح میتواند در راستای رشد و توسعه فرهنگی جامعه و جوانان بسیار موثر بوده و باعث رشد و شکوفایی مدارس شود.
سعید مبیّن شهیر در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به اینکه طرح شهرداران مدارس باعث افزایش مسئولیت پذیری شهرداران مدارس و همچنین مشارکت دانش آموزان در زمینه آموزش شهروندی خواهد شد، گفت: دانش آموزان میآموزند که شهر به همه شهروندان تعلق دارد و همه باید( و نه صرفا یک ارگان مانند شهرداری) در حفظ و رشد و شکوفایی آن بکوشند.
وی با تاکید بر اینکه نباید طرح شهرداران مدارس به صورت تشریفاتی اجرا شود، گفت: کمیته آموزش شهروندی شورای شهر تبریز در این راستا از ایدهها و افکار ناب شهرداران مدارس در امور آموزش شهروندی استفاده خواهد کرد؛ شهرداری و آموزش و پرورش دو ارگان فرهنگی موثر در جامعه هستند و بدون شک ارتباط هرچه بیشتر این دو ارگان منجر به توسعه فرهنگی خواهد شد.
وی ادامه داد: کمیته آموزش شهروندی شورای شهر در نظر دارد تا با شهرداران مدارس جلساتی برگزار کرده و مشکلات و درخواستهای شهرداران مدارس مطرح شود؛ همچنین کمیته آموزش در تلاش است تا فعالیت شهرداران را در زمینههای آموزش شهروندی و کتابخوانی ساماندهی نماید.
مبین شهیر با بیان اینکه شهرداران مدارس برای انجام کارهای خود دستیاران و معاونانی را انتخاب کنند تا با شورای مدرسه نیز در تعامل باشند، اظهار کرد: کمیته آموزش شهروندی شورای شهر تبریز شهرداران نمونه و ممتاز را با توجه به معیارها و فعالیتهایشان به معاونت فرهنگی شهرداری تبریز معرفی خواهد کرد.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
یکشنبه 10 فروردین 1399 ساعت 14:30 |
بازدید : 1389 |
نویسنده :
saeedmobayyen
| ( )
|
دبیر کمیته آموزش شهروندی شورای شهر تبریز گفت: افرادی که دارای شرایط عمومی و تخصصی لازم میباشند میتوانند با مراجعه به سایت www.yctc.ir تا پایان تاریخ 99/1/30 نسبت به ثبت نام اقدام نمایند.
ود افزود: شورای مشورتی جوانان کلانشهر تبریز در زمینههای فرهنگی و اجتماعی زیر نظر کمیسیون فرهنگی- اجتماعی شورای شهر و به صورت افتخاری فعالیت میکند.
سعید مبین شهیر خاطر نشان کرد: متقاضیان محترم میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت ww.yctc.ir مراجعه کرده یا با ایمیل javananetabriz@gmail.com در ارتباط باشند.
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
شنبه 23 شهریور 1398 ساعت 02:40 |
بازدید : 1322 |
نویسنده :
saeedmobayyen
| ( )
|
سعید مبین شهیر:کتابی که جدیدا تمام کردهام یک داستان کوتاه در سبک رمانتیسیسم است.مضمون کتاب زمان است و فکر میکنم با استقبال گسترده ای روبرو شود.خوشبختانه نظر اساتید نیز درباره کتاب مثبت بود و این برایم مهم است.به نظر خودم موضوع کتاب می تواند دوره ویکتوریایی را در انگلستان به تصویر بکشد.سعی کرده ام کتاب تا حد زیادی ادبی نوشته شود و از طرفی این چینش زیبای کلمات خواننده را خسته نکند.
کتاب به دو زبان فارسی و انگلیسی چاپ خواهد شد تا انگلیسی زبانان عزیز نیز بتوانند از کتاب استفاده کنند.همچنین برای تصویرسازی بیشتر وانس با قهرمان کتاب نقاشی های زیبایی نیز توسط یکی از هنرمندان عزیز در چندی از صفحات وجود خواهد داشت.
منبع:
http://tabrizema.ir/?p=30914
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
پنجشنبه 27 تیر 1398 ساعت 11:28 |
بازدید : 1412 |
نویسنده :
saeedmobayyen
| ( )
|
پایگاه خبری تبریزما
برخی کتاب ها عجیب به نظر می ایند ولی عجیب نیستند و برخی خیلی ساده دیده می شوند اما حکایتشان اغوا کننده هر مخاطبی است.قطعه مقدس را باید از دسته دوم به شمار آورد.
کتابی که با حجمی کم معانی مختلفی را از آینده پیش روی انسان شرح می دهد و با بیانی اعجاز آمیز و سرد،دگرگونی های آینده بشر را در کلام خود متبلور می سازد.
قطعه مقدس،اثر سعید مبیّن شهیر نویسنده جوان تبریز است که پس از یک تجربه موفق از نوشتن کتابی به نام پایان نامه روانه بازار شد.این کتاب،جنبه های گوناگون زندگی بشری را همراه با فرهنگ مخصوص آن در قالب قطعه های ادبی کوتاه توضیح می دهد.
زبان کتاب در بسیاری از قطعات،سرد و برنده است اما این سردی،از مضمون شیرین کتاب نمی کاهد.قطعه مقدس بربریسم را به شدت نکوهش می کند و با شعار بازگشت انسان،مخاطبانش را همه مردم جهان قرار داده است. روایات دینی،اساطیر و فضا سازی های پیچیده و مشوش از ویژگی های ظاهری کتاب است.این کتاب انسان های آینده را از غرور و دنیا طلبی بیم می دهد و وسعت اختیار انسان را در آینده ای نه چندان دور غیر قابل پیش بینی توصیف می کند.
فهم کتاب بستگی بسیار زیادی به آشنایی با ادبیات کلاسیک جهان دارد به طوری که عناصر ادبی کشور های غربی و گاها شرقی در قالب نماد های جدید و به شیوه پراکنده مورد استفاده قرار گرفته اند.آغاز کتاب گله وشکایتی از گروهی اهریمنی است که با حیله های بسیار سبب به دام افتادن انسان ها می شوند.این کتاب به ویژگی های اکتسابی انسان نظری مثبت دارد و از خود بیگانگی او را در فشردگی جوامع به هم می داند.یکی از بخش های جذاب کتاب،گفتگوی انسان با خدای خویش است که در عین شهرنشینی و تحولات بسیار گسترده چند صد ساله اخیر او را از توسل به آرامشی فراتر از همه شلوغی ها و تکنولوژی ها باز نمی دارد.
حالت ظاهری کتاب،از سبک کلاسیک پیروی می کند و بخشی از واژه های استعمال شده،واژه های کهن هستند.از عمده تفاوت های این کتاب با کتاب پایان نامه،به کار رفتن کلمات عربی در این کتاب است.دیر فهم بودن جملات نیز از دیگر تفاوت های قطعه مقدس با پایان نامه می باشد.
منبع:
http://tabrizema.ir/?p=30065
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
چهارشنبه 19 تیر 1398 ساعت 13:24 |
بازدید : 929 |
نویسنده :
saeedmobayyen
| ( )
|
می گفتند فلان رتبه را بیاور تا به فلان دانشگاه بروی.فلان را آوردیم و به فلان رفتیم.اما آن طور که فکر می کردیم نبود و نشد.با رتبه بالا در دانشگاه تبریز پذیرفته شده و با هزار ذوق و صد ها کیلو شادی وارد دانشگاه شدیم اما...
مدتی نگذشته بود که فهمیدیم هیچ صمیمیتی بین دانشجویان و اساتید وجود ندارد.از نظر اغلب اساتید دانشجویان یک مشت آدم بیکار بودند که برای گذراندن وقت دانشگاه می آمدند و از نظر برخی دیگر دانشجویان اصلا آدم به حساب نمی آمدند.از این گذشته مهربانی معلم ها کجا و این به اصطلاح اساتید کجا...چون ربات هایی که برای یاد دادن چند کلمه آن هم با هزار منت وارد کلاس شده و پس از حرف های بی در و پیکر آماده گفتن دو جمله ناقابل می شوند.از این ها گذشته دانشکده ما که دانشکده حقوق و علوم اجتماعی باشد دو آسانسور دارد که فکر میکنم برای بالا بردن و پایین آوردن انسانها ساخته شده اند.اما این آسانسور ها برای دانشجویان باز نمی شوند.فقط کارکنان محترم و پروفسور ها با کارت جادویی خود به آن دستگاه آسانسور سوار می شوند و دانشجو نیز باید هر روز چند بار چند طبقه را بالا برود و پایین بیاید.بالاخره دانشجو باید سختی بکشد دیگر مگر غیر از این است؟مدرسه ما آسانسور نداشت.یعنی فکر هم نمیکنم مدرسه ای آسانسور داشته باشد.با معلم ها بالا می رفتیم و با آن ها پایین می آمدیم.احوالمان را می پرسیدند و حالمان را خوش می کردند.امروز نه کسی حالمان را می پرسد نه استادی احوالمان را خوش می کند که البته این هم جای توجیه دارد...بالاخره استاد که برای مهربان بودن و خوش کردن حال دانشجو پا به عرصه علم و دانش و فهم نگذاشته است.از این همه فضل و عنایت اساتید بزرگوار هم که بگذریم،معیار نمره دادن اساتید را نمی دانیم کجای دلمان بگذاریم.دوستان می گویند اعتراض هم که می دهی رد می کنند!بدون این که بگویند چرا و جمله ای از دهان مبارکشان بیرون آمده باشد.همین طور هی رد می کنند.دادگاه هم که می روی وقتی از قاضی توضیح می خواهی یک توضیح درباره کارش می دهد.عیبی ندارد رد بالای رد بسیار است.این ها می گذرند و یک جا می شود فلان و یک جا می شود فلان تر!
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
شنبه 15 تیر 1398 ساعت 13:17 |
بازدید : 986 |
نویسنده :
saeedmobayyen
| ( )
|
این کتاب آیینهای باستانی و آداب و رسوم مختلفی را که در گذشته مطرود شدهاند، به صورتهای گوناگون تفسیر کرده و حالت تکامل یافته آن را در خرد جمعی آینده بشر نشان میدهد. مضمون کتاب ادبی-فلسفی بوده و در قالب جملات کوتاه، حالتهای مختلف تفکر آدمی را در جغرافیای پهناور هستی به تصویر میکشد.
آفتابنیوز :
قطعه مقدس، نوشته سعید مبیّن شهیر دومین کتاب نوشته شده در سبک نمادگرایی جادویی است. این کتاب در بیست و سه فصل به هم پیوسته و عمدتا دارای مضمون واحد یا مرتبط به هم نوشته شده است.
محتوای کتاب آینده انسان و پیامدهای فرهنگ جهانی او را بررسی میکند. قطعه مقدس در طی صد سال اخیر، اولین کتابی محسوب میشود که نه نظم است و نه نثر و حتی مانند گلستان سعدی ترکیبی از این دو نیز به حساب نمیآید. قطعه مقدس، به صورت داستان وارهای بلند، ریشه تمدن آینده را در تمدنهای باستان جستجو میکند و ایران، مصر، چین و اسکاندیناوی را در تغییر و دگرگونی فرهنگ جهانی بشر بسیار مهم میداند.
این کتاب آیینهای باستانی و آداب و رسوم مختلفی را که در گذشته مطرود شدهاند، به صورتهای گوناگون تفسیر کرده و حالت تکامل یافته آن را در خرد جمعی آینده بشر نشان میدهد. مضمون کتاب ادبی-فلسفی بوده و در قالب جملات کوتاه، حالتهای مختلف تفکر آدمی را در جغرافیای پهناور هستی به تصویر میکشد.
گسترش بیماریهای روانی مختلف و از کنترل خارج شدن هوش مصنوعی دو نشانه بارز تمدن آخرالزمانی در کتاب است. بیماریهای روانی در صورتهای گوناگون مجسم میشوند. این کتاب از دو تمدن بسیار باشکوه در غرب و شرق خبر می
به گفته کتاب، سرزمین بابل در گذشته شاهد کشتهشدن انسانهای بسیاری بوده است که بیشتر آنها قربانی اهداف شوم فرمانروایان و ریشسفیدان قبایل بودهاند. کتاب از پادشاهی به نام ساروخ یاد میکند که برای رسیدن به ستارهای به نام((کابرا))هزار کودک در بلندی بابل به نیزه آویخت و سپس به آرزویش رسید. ستاره کابرا به توصیف کتاب، ستارهای بسیار دور از زمین است که حتی نورش هیچگاه به زمین نخواهد رسید. ستاره کابرا در کتاب به صورتهای منفی و مثبت توصیف شده است. از این توصیفات چنین بر میآید که این ستاره به خودی خود خوب یا بد نیست و همه انسانها بالاخره به این ستاره خواهند رسید. قطعه مقدس پایان جهان را با نشانههای گوناگون به تصویر میکشد. بردگی انسان برای انسان و انسان برای بیگانگان(غیرانسانها) وجه مشترک همه فصول کتاب است.
قطعه مقدس از جنگی به نام جنگ سوم سخن میگوید که میتوان آن را به جنگ جهانی سوم تعبیر کرد.این کتاب بازودهندگان برای ابلیس (یاران ابلیس) را آغازگر جنگ سوم میداند و در ادامه توضیح میدهد که یاران ابلیس در قحطی جنگ سوم شرورانه میهمان یکدیگر میشوند. از این جمله دو نکته مهم برداشت می شود. اول این که یکی از نشانههای جنگ جهانی سوم وجود قحطی در آن است و دوم این که دشمنان مختلف در جنگ جهانی سوم تنها به صورت نمایشی جنگ می کنند و هدفشان مشغول کردن انسان ها به جنگ برای رسیدن به اهداف شوم خودشان است.((دانشمندان دیوانه))لفظی است که به وفور در این کتاب به کار رفته است. دانشمندان دیوانه از نظر کتاب، دانشمندانی هستند که در آخرالزمان توسط قدرتهای استعماری و ابلیس پرورش مییابند و اربابان قدرت را در رسیدن به اهداف شوم یاری میکنند. این دانشمندان یکی از علل رباتگونهشدن انسانها در آخرالزمان هستند.
قطعه مقدس انسانهای آینده را به یک شکل وصف میکند. این کتاب زبان آینده بشر را یک زبان مشخص میداند و زمانی را متصور است که افراد نوع بشر بدون داشتن زبان، با هم ارتباط برقرار میکنند. قطعه مقدس از خلیجی به نام خلیج ثروت یاد میکند که خاموش شدن چراغها و تاریک شدن شهر سبب نابودی مردم آن شهر خواهد شد. محتوای فلسفی کتاب به سختی قابل درک است و تمثیلی بودن این محتوای در هم تنیده سبب دیر فهمی متون میگردد. ایجاز به حذف یکی از مشخصههای اصلی کتاب است که در حین کم حجم کردن مطالب به ابهام آن افزوده است.
قطعه مقدس بازگشت بیگانگان به زمین را غیرقابل انکار دانسته و این بازگشت را هم خوب ترسیم میکند هم بد. خوب از آن جهت که انسانها ابرانسان خواهند شد و بد از آن جهت که بیگانگان دنبال عنصری نایاب در وجود انسان هستند بیآن که بدانند انسان خود به آن دسترسی ندارد و به محض دانستن این واقعیت به دشمنی با انسان آماده خواهند شد. از این جمله چنین برداشت میشود که وجود بیگانگان سبب افزایش ظرفیت وجودی انسان(از نظر جسمانی و عقلی)خواهد شد اما این ظرفیت به تدریج منحرف شده و در پی مقاصد شوم بیگانگان قرار خواهد گرفت. ابر انسان شدن انسان، سبب کمتر نیازمند بودن او به طبیعت خواهد شد. قطعه مقدس عرفان و دانش را دو سر یک طناب میداند که در زمان به هم میرسند و در بیزمانی از هم جدا میشوند. از عجیبترین جهانبینیهای کتاب، تصرف انسان در زمان و مکان است. قطعه مقدس با این که تصرف در زمان و مکان را واقعه حتمی آخرالزمان میداند، خدا پنداشتن انسان را ضایعه این موفقیت وصف میکند.
منبع:آفتاب نیوز
https://aftabnews.ir/fa/news/4499
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
چهارشنبه 14 فروردین 1398 ساعت 20:10 |
بازدید : 1494 |
نویسنده :
saeedmobayyen
| ( )
|
یادداشت-سعید مبین شهیر
جامعه جهانی امروز بیشتر به جامعه شناسان نیاز دارد نه روانشناسان!
هر جامعه ای از عینک خودش جامعه را می بیند و آن را می شناسد.اگر این عینک ها را بر چشم خودمان بزنیم خواهیم دید که مشکلات جوامع در گزاره های بسیاری واحد هستند و این وحدت در متن فرهنگ بررسی می شود.گسترش ارتباطات و به واقعیت پیوستن نگاه هابر ماس صرفا در این تحلیل-که ارتباط می نامیمش-سبب در هم تنیدگی فرهنگ ها و جوامع شده و این نیز به نوبه خود با به همراه داشتن نکات مثبت،پیچیدگی ها و عناصر دفع کننده ای را در جامعه جهانی به وجود آورده است.پیرامون این تحلیل کوچک،بحران های رفتاری و خود شناسی در سطوح عالی آن سست شده و این نیز کمک جامعه شناسان و متفکرانی را می طلبد که در وجود انسان نگاه تازه ای داشته باشند.قطغا فیلسوفان و جامعه شناسان گزینه های مطمئن تری هستند که با فعالیت آنان نیاز کمتری به مسائل خرد و روانشناسان خواهیم داشت.انسان امروز مغرور از دوره ای به نام انسان گرایی و بالا بردن پرچم دموکراسی،بحران هویت پیدا کرده است.بحران خودشناسی پیدا کرده است.انسان امروز با این که انسان گرایی را مبنای پیشرفت خود می داند ولی نمی داند که انسان چیست و چه نگاهی را می تواند به انسان داشته باشد.انسان امروز شبیه ماهی ای شده است که معنی آب را نمی فهمد.منظور ما همه انسان ها صرف نظر از عقاید و فرهنگ هایشان هستند.از خود بیگانگی ای که ما امروز مبتلایش هستیم تنها با یک صمیمیت و همدلی حل می شود.با این شعار که آسایش ما در آسایش همسایه مان است.جنگ برای صلح دیگر جواب نمی دهد و پاسی فیست بودن باید در دست ها و مغز های ما گنجانده شود تا بتوانیم دست دیگری را بگیریم و با وجود دیگری سازش داشته باشیم.با دوستان مروت داشته باشیم و با دشمنان یا کسانی که ما دشمن می نامیمش مدارا.عقل به این حکم می کند.عقل سلیم هر انسانی جدا از فرهنگ و آیینش،به صلح حکم می کند.به سلامتی حکم می کند.یک جرقه برای بیداری جامعه شناسان نیاز است.جامعه شناسانی که پیشرفت های چند صد ساله اخیر را مدیون آن ها هستیم....
14فروردین98
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
شنبه 03 فروردین 1398 ساعت 15:41 |
بازدید : 1426 |
نویسنده :
saeedmobayyen
| ( )
|
مجله زن روز در شماره 2638 /صفحه45درباره کتاب قطعه مقدس نوشت:
نمادگرایی جادویی سبک تازه ای در نوشتن است که این نویسنده جوان خلاق تبریزی آن را تجربه می کند.
⭐کتاب قطعه مقدس توجه ویژه ای به سرزمین مصر و ایران وارد و این دو سرزمین را در شکوفایی ابعاد پنهان علوم موثر می داند.
⭐این کتاب تصرف در زمان و مکان را از پیامد های ذاتی تمدن آخرالزمان می داند.
⭐این کتاب کشور ایران را تنها سرزمین امن در آخرالزمان می داند.
⭐قطعه مقدس پایان جهان را در سرزمین مصر می بیند که با دیدن شش ستاره روی آسمان مصر اتفاق می افتد.
/////////////////////////////////////////////////////////
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت 10:56 |
بازدید : 1357 |
نویسنده :
saeedmobayyen
| ( )
|
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0